{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
member
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۱
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی عمران]
عضو
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
عضو
معنی member, معنی وثودثق, معنی member, معنی اصطلاح member, معادل member, member چی میشه؟, member یعنی چی؟, member synonym, member definition,
معنی gusty
,
ترجمه gusty
به فارسی,
معنی prenominate
,
ترجمه prenominate
به فارسی,
معنی brindle
,
ترجمه brindle
به فارسی,
معنی بهوش اوردن، بحال اوردن (کسی که ضعف کرده)
,
ترجمه بهوش اوردن، بحال اوردن (کسی که ضعف کرده)
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی